شيخ ذبيح الله محلاتى

119

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

آمد فرمود نور ديده جان من بقربان تو اين تفكر از براى چيست ( فقال فيما صنع بامى فاطمة اما و اللّه لاخرجنهما ثم لاحرقنهما ثم لاذرينهما ثم لانسفنهما فى اليم نسفا فاستدناه و قبل عينيه ثم قال بابى انت و امى انت لها ) عرض كرد يا ابتاه ياد مصيبات جده‌ام فاطمة زهراء افتادم آتش دلم مشتعل گرديد به خدا قسم آن دو نفر را از قبرشان بيرون آرم و با آتش آنها را بسوزانم سپس خاكستر آنها را در دريا پراكنده سازم از جهت ظلمى كه مرتكب شدند دربارهء مادرم فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها حضرت رضا فرزند خويش را نزديك طلبيد و ما بين دو چشم آن حضرت را بوسيد سپس فرمود پدرم و مادرم فداى تو باد تو از براى اين امر سزاوارى ( يعنى امامت ) . و فيه ايضا و دربارهء حضرت باقر عليه السّلام فرمودند كه هرگاه تب بر آن حضرت غلبه مىنمود آب سرد بر خود مىريخت پس از آن فرياد مىكرد به‌طورىكه هركس بر در خانه بود صداى آن حضرت را مىشنيد مىفرمود فاطمة بنت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . علامة مجلسى فرموده شايد حضرت باقر عليه السّلام در موقع تب مادرش فاطمه را صدا مىزده براى استشفا كه خداوند متعال به جهت خاطر فاطمة تب را از او زايل بنمايد . محدث قمى مىفرمايد من احتمال قوي در اين مىدهم كه همچنان‌كه تب در جسد لطيف آن حضرت تأثير مىنموده همچنين پنهان كردن حزن خود و كتمان اندوه بر ما در مظلومه‌اش در قلب شريفش تأثير داشت و چنان كه حرارت تب را با آب سرد خاموش مىكنند همچنين حرقت و سوزش قلب را از شدت اندوه و غصه و وجد بذكر نام مادرش فاطمة زهراء خاموش مىنمود و مثال اين قضيه پرواضح است چنانچه شخص محزون و مهموم نفسهاى عميق و آه سوزناك مىكشد زيراكه تاثير مصيبت فاطمة سلام اللّه عليها در قلوب اولادش ائمة اطهار سلام اللّه عليهم اجمعين از برش شمشير و كارد دردناك‌تر و از حرارت آتش سوزناك‌تر است زيراكه آنان از باب تقيه مأمور بودند كه اندوههاى خود را پنهان و كتمان نمايند و بناى آنها در امر زندگى بر همين منوال بود و لذا قادر نبودند كه اندوه خود را ظاهر سازند پس بنابراين وقتى كه نام فاطمة عليه السّلام برده شود حزن و اندوه پنهانى آن حضرت آشكار گردد .